در نظر سنجی پیشگو برای بررسی سطح اعتماد در جامعه شرکت کنید.
قبلا" از همکاری و قبول زحمت شما سپاسگذاریم
ابتدا بدانیم که در لغت نامه دهخدا در مورد "اعتماد" آمده است:
اعتماد : سپردن و گذاشتن بر کسی و اعتماد کردن . یقال : اعتمدت علیه فی کذا؛ سپردم و گذاشتم بر وی و اعتماد کردم . (از منتهی الارب ). سپردن و گذاشتن بر کسی و اعتبار کردن . (ناظم الاطباء). واگذاشتن کار بکسی و سپردن چیزی را بکسی . (فرهنگ فارسی معین ). واگذاشتن کار بکسی . (آنندراج ). || (اِمص ) سپردن چیزی را بکسی از روی صداقت و راستی . (ناظم الاطباء). کار بکسی بازگذاشتن . (آنندراج ). واگذاشتن کار بکسی . (فرهنگ فارسی معین ). || قصد کردن . (از متن اللغة) ( وثوق و اطمینان .
و در خصوص "اعتماد کردن " آورده است:
اعتماد کردن . [ اِ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) اطمینان کردن . وثوق داشتن به . (فرهنگ فارسی معین ). تعویل . (دهار). (تاج المصادر بیهقی ). ارتکاء. (تاج المصادر بیهقی ). قصد. (منتهی الارب ). توکل . (دهار) انتحاء. (المصادر زوزنی ). ثِقَه . وُثوق . (یادداشت مؤلف ). تکیه کردن . متکی بودن
اعتماد یعنی باور به فرد یا گروهی برای سپردن یا انجام کار بدون نیاز به تحقیق اولیه یا نظارت و کنترل و تردید در عواقب آن.چند مثال برای درک موضوع :در عمل اعتماد داشتن ,یعنی مثلا اگر به کسی چیزی عادی و معقول گفتید به گفته شما شک نکند.اگر به اداره ای رفتید ,مدرکی خواستند وشما همانجا کپی در آورده ودادید .بپذیرد.یااگر قصد معامله با کسی دارید نه شما بلافاصله فکر بد در باره طرف کنید .شک نداشته باشید ونه طرف مقابل در فکر شک و..سخت گیری و محکم کاری باشید وقبول کند شما هم مثل خودش راست می گویید و تقلب و دروغی در کار ندارید .
یا اعتماد به ادارات یعنی مثلا :شما قبل از ورود به ادارات به عنوان یک ارباب رجوع نگرانی ندارید که نکند کار شما حل نشودیا خراب شود یا کارمندی لجبازی کند یا به هر دلیل از انجام نشده کار بترسید .ازاینرو , دنبال آشنا و پارتی باشید
ابتدا بدانیم که در لغت نامه دهخدا در مورد "اعتماد" آمده است:
اعتماد : سپردن و گذاشتن بر کسی و اعتماد کردن . یقال : اعتمدت علیه فی کذا؛ سپردم و گذاشتم بر وی و اعتماد کردم . (از منتهی الارب ). سپردن و گذاشتن بر کسی و اعتبار کردن . (ناظم الاطباء). واگذاشتن کار بکسی و سپردن چیزی را بکسی . (فرهنگ فارسی معین ). واگذاشتن کار بکسی . (آنندراج ). || (اِمص ) سپردن چیزی را بکسی از روی صداقت و راستی . (ناظم الاطباء). کار بکسی بازگذاشتن . (آنندراج ). واگذاشتن کار بکسی . (فرهنگ فارسی معین ). || قصد کردن . (از متن اللغة) ( وثوق و اطمینان .
و در خصوص "اعتماد کردن " آورده است:
اعتماد کردن . [ اِ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) اطمینان کردن . وثوق داشتن به . (فرهنگ فارسی معین ). تعویل . (دهار). (تاج المصادر بیهقی ). ارتکاء. (تاج المصادر بیهقی ). قصد. (منتهی الارب ). توکل . (دهار) انتحاء. (المصادر زوزنی ). ثِقَه . وُثوق . (یادداشت مؤلف ). تکیه کردن . متکی بودن
اعتماد یعنی باور به فرد یا گروهی برای سپردن یا انجام کار بدون نیاز به تحقیق اولیه یا نظارت و کنترل و تردید در عواقب آن.چند مثال برای درک موضوع :در عمل اعتماد داشتن ,یعنی مثلا اگر به کسی چیزی عادی و معقول گفتید به گفته شما شک نکند.اگر به اداره ای رفتید ,مدرکی خواستند وشما همانجا کپی در آورده ودادید .بپذیرد.یااگر قصد معامله با کسی دارید نه شما بلافاصله فکر بد در باره طرف کنید .شک نداشته باشید ونه طرف مقابل در فکر شک و..سخت گیری و محکم کاری باشید وقبول کند شما هم مثل خودش راست می گویید و تقلب و دروغی در کار ندارید .
یا اعتماد به ادارات یعنی مثلا :شما قبل از ورود به ادارات به عنوان یک ارباب رجوع نگرانی ندارید که نکند کار شما حل نشودیا خراب شود یا کارمندی لجبازی کند یا به هر دلیل از انجام نشده کار بترسید .ازاینرو , دنبال آشنا و پارتی باشید
و اعتماد به اداره یعنی وقتی کاری در آنجا دارید و با خیال راحت و بدون نگرانی وارد شده و مطمئن باشید کار شما به سرعت حل می شود.
+ نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 12:35  توسط درمانگر
|
